باز آمد بوی ماه مدرسه

ساعت کوک کرده بودم که سروقت بیدار شم
اما من قبل از زنگ خوردن ساعت بیدار شدم و بقیه رو بیدار کردم ![]()
باید برم مدرسه 

پیش به سوی پیش دبستانی سپهر دانش 

روز اول ناراحت بودم چون دوستای پارسالیمو دیگه ندارم 
چون من پیش دبستانیم و اونا رفتن کلاس اول و مدرسشون با من فرق میکنه

کلاس پیش دبستانی سپهر دانش

داریم نقاشی میکشیم



اولین نقاشی من در سال تحصیلی جدید


چهارشنبه روز پنجم مدرسه 

صبح که بیدار شدم به مامانی گفتم رفتیم مدرسه حتما میخوام با دوستام عکس بگیرم 
مامانی هم خیلی تعجب کرد چون میدونه من میونه ی خوبی با عکس گرفتن ندارم 
بعد که دوستم اسماء رو بهش معرفی کردم ؛مامانی فهمید اینهمه اصرار برای چی بوده![]()

منم به بهونه عکس دوستمو بوسیدم
و دوستم جا خورد![]()

چون همه خندیدن دوستم هم خجالت کشید![]()

با اشاره به مامانی گفتم که به ما نخنده ![]()
من اسماء رو خیلی دوست دارم چون دختر آروم و خوبیه ![]()



باز آمد بوی ماه مدرسه
